![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
فکر اشکامو نکن چشمامم عادت می کنه آسمون به چشم خیسم داره حسادت می کنه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:23 توسط سمیرا |
|
|
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:18 توسط سمیرا |
|
|
باز یه روزه تکراری بدون تو
اخر چرا رفتی؟ اگر می دانستی بعد تو سمیرا اینگونه می شود هرگز ........... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:55 توسط سمیرا |
|
|
به کجا می روی...
صبر کن
به کجا می روی...
صبر کن
صبر کن عشق زمین گیر شود
بعد برو...
یا دل از دیدن تو سیر شود
بعد برو...
ای کبوتر به کجا
قدر دگر صبر کن
آسمان پای تراز پیر شود
بعد برو...
عشق نمک گیر شود
بعد برو...
یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد
صبر کن...
گریه به زنجیر شود
بعد برو...
خواب دیدی شبی از دل سوارت آمد باش
باش ای نازنین باش ای مهر بان خواب تعبیر شود
بعد برو...
حالا که عزم رفتن داری
پس برو........
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:41 توسط سمیرا |
|
|
دلم گرفته از آدم هايی که می گن دوستت دارم اما معنی شو نمی دونن
از آدم هايی که مي خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نيستن از
اونايی که زير بارون برات می ميرن و وقتی آفتاب می شه همه چيز
يادشون ميره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:32 توسط سمیرا |
|
|
.~~~~~~~~~~$$$$$$
~~~~~~~~~.$$$**$$ ~~~~~~~~~$$$"~~'$$ ~~~~~~~~$$$"~~~~$$ ~~~~~~~~$$$~~~~.$$ ~~~~~~~~$$~~~~..$$ ~~~~~~~~$$~~~~.$$$ ~~~~~~~~$$~~~$$$$ ~~~~~~~~~$$$$$$$$ ~~~~~~~~~$$$$$$$ ~~~~~~~.$$$$$$* ~~~~~~$$$$$$$" ~~~~.$$$$$$$.... ~~~$$$$$$"`$ ~~$$$$$*~~~$$ ~$$$$$~~~~~$$.$.. $$$$$~~~~$$$$$$$$$$. $$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$ $$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$ 3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$ ~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$ ~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$ ~~~$$$$~~~~~~~$$~$$" ~~~~~$$*$$$$$$$$$" ~~~~~~~~~~````~$$ ~~~~~~~~~~~~~~~'$ ~~~~~~~~..~~~~~~$$ ~~~~~~$$$$$$~~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~~$$$$$"~~.$$ ~~~~~~~"*$$$$$ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:20 توسط سمیرا |
|
|
مصطفی
بی تو می میرم دلم در حسرت دیدارتو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:25 توسط سمیرا |
|
|
سلام
مصطفی من این رسم دوستی بود اخر چرا؟ من و توعهد بسته بودیم رفتی اما من منتظرت می مانم تا ابد یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:20 توسط سمیرا |
|
|
گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي و غصه غصه روي هم قطار شد نيامدي هميشه مثل آينه برابرت منم منم چرا هميشه صبح شام تار شد نيامدي دلم هماره تنگ مي شود براي ديدنت و كارم آرزو و انتظار شد نيامدي از اين زمانه ي دغل فراري ام فراري ام تمام عمر كار من فرار شد نيامدي خران گرفته تار و پود آشيانه ي مرا گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:2 توسط سمیرا |
|
|
گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي و غصه غصه روي هم قطار شد نيامدي هميشه مثل آينه برابرت منم منم چرا هميشه صبح شام تار شد نيامدي دلم هماره تنگ مي شود براي ديدنت و كارم آرزو و انتظار شد نيامدي از اين زمانه ي دغل فراري ام فراري ام تمام عمر كار من فرار شد نيامدي خران گرفته تار و پود آشيانه ي مرا گل بهاري ام چرا بهار شد نيامدي؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:1 توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|